از چین محتاط تا روسیه خائن و اروپای گرفتار | جهان چگونه به حمله آمریکا و اسرائیل به ایران واکنش نشان میدهد؟

رویداد۲۴ | تا این لحظه آنچه روشن است این است که چین، محتاطانه واکنش نشان داده و در تنگنایی دشوار قرار گرفته، روسیه نشان داده قرار نیست باز هم به کمک ایران بیاید، بریتانیا تلاش کرده بیرون از ماجرا بماند؛ اتحادیه اروپا، میان دفاع از نظم مبتنی بر قواعد و همسویی با واشینگتن گیر افتاده؛ اوکراین از گرفتاری ایران خوشحال است. این گزارش جزییات واکنش جهان به جنگ ایران را از نگاه کارشناسان شورای آتلانتیک واکاوی کرده است.
چین: واکنشی مهارشده از سرِ گیر افتادن در یک تنگنا
توویا گرینگ، پژوهشگر غیرمقیم «مرکز جهانی چین» در شورای آتلانتیک و پژوهشگر «مرکز سیاستگذاری اسرائیل–چین» در مؤسسه مطالعات امنیت ملی (INSS) درباره موضع چین می گوید: گرچه جنگ با ایران «تماماً درباره چین» نیست، اما هر تحلیلی که نقش پکن را در جنگ نادیده بگیرد، یا رقابت قدرتهای بزرگِ زیرِ پوستِ آن را بیاهمیت جلوه دهد، یا ناقص است یا عمداً حواسپرتکن.
خودِ چین با تصمیماتش خود را به ژئوپلیتیک خاورمیانه گره زده است. در سال ۲۰۱۸، پکن یک معماری امنیتی جدید برای منطقه پیشنهاد کرد. در سال ۲۰۲۳، چین آشتی ایران و عربستان را میانجیگری کرد و همچنین حماس را برای گفتوگوهای میانجیگرانه با رقیب فلسطینیاش فتح میزبانی کرد.
«ابتکار امنیت جهانی» شی جینپینگ آشکارا بهعنوان جایگزینی برای نظمِ تحت رهبری آمریکا عرضه میشود. ایران از پکن یک طناب نجات اقتصادی گرفته، جایگاهی در بلوک اقتصادهای نوظهور موسوم به بریکس به دست آورده، و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در چارچوب سازمان همکاری شانگهای فعالیت کرده است.
امروز چین بزرگترین شریک تجاری، بزرگترین واردکننده، و یکی از بزرگترین سرمایهگذاران خارجی در بخش بزرگی از خاورمیانه و شمال آفریقاست. فقط در امارات متحده عربی بیش از ۴۰۰ هزار تبعه چینی زندگی میکنند. حالا همین جمعیت زیر حملات پهپادی و موشکی ایران قرار گرفته—حملاتی که به احتمال زیاد با مواد اولیه و قطعاتی ساخته شدهاند که منشأشان چین است.
با این حال، واکنش علنی چین به جنگ، طبق معمول بیرمق بوده است: توصیههای تخلیه برای شهروندان نزدیک مناطق درگیری و محکومیتهای کلیشهای و قالبی علیه اسرائیل و ایالات متحده.
اما زیر این خویشتنداری، یک تنگنای تقریباً حلنشدنی نهفته است. ایران در ضعیفترین وضعیت خود قرار دارد، اما در عین حال برای پکن، قابلاعتمادترین سد ضدغربی و منبعی از نفتِ بهشدت تخفیفخورده است. از سوی دیگر، چین ابزار لازم را برای موازنهسازی در برابر برتری نظامی آمریکا و اسرائیل ندارد. قیمت نفت روز دوشنبه بیش از ۵ درصد بالا رفت و در صورت بسته شدن تنگه هرمز، ممکن است به سمت ۱۰۰ دلار برای هر بشکه جهش کند. کشورهای حوزه خلیج فارس—که بخش زیادی از سرمایهگذاری «کمربند و جاده» چین را جذب میکنند و حدود یکسوم نفت خام چین را تأمین میکنند—اکنون زیر حملات موشکی و پهپادی ایران قرار گرفتهاند.
طنز تلخ ماجرا این است که نخستینبار برتری نظامی آمریکا در جنگ عراق و شوکهای بهار عربی بود که پکن را به سمت سیاست فعالتر در خاورمیانه سوق داد. حالا چین با احتمال تغییر رژیم و یک جنگ دیگر در منطقه روبهرو شده و انگار «چیز بیشتری یاد نگرفته است».
نقطه چرخش اصلی در دست پادشاهیهای عربی خلیج فارس است. اگر آنها وارد جنگ شوند، چین با وضعیتی مواجه میشود که دیگر نمیتواند با تاکتیکهای معمول «مدیریتش» کند. اما همین میتواند فرصتی هم ایجاد کند که نه آمریکا و نه اسرائیل بهتنهایی قادر به خلق آن نیستند: ارائه پیشنهادی معتبر به چین تا دست از حمایت از تهران بردارد و اجازه دهد منطقهای باثباتتر و پررونقتر برای تجارت شکل بگیرد. اینکه آیا چین آنقدر در ایدئولوژی رقابت قدرتهای بزرگ «تنگنظر» شده که این فرصت را نبیند، سؤال تعیینکننده باقی میماند.
بیشتر بخوانید: ایران متحد ندارد | ائتلافهایی که چینی از آب در آمدند
روسیه: باز هم به نجات ایران نمیآید
برایان ویتمور، پژوهشگر ارشد غیرمقیم «مرکز اوراسیا» در شورای آتلانتیک، استاد در دانشگاه تگزاس-آرلینگتون در باره موضع روسیه می گوید: یکی از اثرات جانبی حملات آمریکا و اسرائیل به ایران این است که—باز هم—نشان داد روسیه متحدی غیرقابل اتکا است.
حاکمان ایران اکنون همان درس تلخی را میآموزند که پیشتر خودکامگان سوریه و ونزوئلا آموختند. با وجود همه حرفها درباره ساخت «جهانی چندقطبی» و رجزخوانی درباره رهبری بلوک ضدغربی، مسکو نه اراده و نه توان کمک به شرکای ادعایی خود را دارد.
رهبر ایران سومین رهبر مورد حمایت کرملین است که در پانزده ماه گذشته هدف قرار گرفته است. وقتی شورشیان سوری در ۲۰۲۴ بشار اسد—متحد کرملین—را سرنگون کردند، کرملین تنها توانست به او در روسیه پناهندگی بدهد. مسکو زمانی که آمریکا در ژانویه نیکلاس مادورو را دستگیر کرد، عملاً ناتوان بود که کمکش کند.
و همانطور که «پولیتیکو» گزارش داده، وقتی بمبهای آمریکا و اسرائیل روز شنبه بر سر ایران فرود میآمد، وزیر خارجه روسیه سرگئی لاوروف «به همتای ایرانیاش ابراز همدردی کرد و حمایت—لفظی—وعده داد». پس از ترور رهبر ایران نیز ولادیمیر پوتین چیزی فراتر از پیام تسلیت به تهران ارائه نکرد.
فراتر از آمریکای لاتین و خاورمیانه، این الگوی رها کردن متحدان از سوی کرملین در فضای پساشوروی هم دیده میشود. وقتی آذربایجان با حمایت ترکیه عملیات نظامی برای تصرف قرهباغ را در ۲۰۲۰ و ۲۰۲۳ آغاز کرد، مسکو از حمایت از متحد سابق خود، ارمنستان، بازماند.
واقعیت سرد و سخت این است که رژیم پوتین آنقدر درگیر جنگ تجاوزکارانهاش علیه اوکراین است که «پهنای باند» لازم برای دفاع از منافع ژئوپلیتیک خود در سایر نقاط را ندارد.
با این حال، با وجود آسیب اعتباری دوباره، مسکو امیدوار است از جنگ ایران منافعی هم به دست بیاورد: قیمتهای بالاتر نفت به خزانه جنگی تحلیلرفته روسیه کمک میکند. ناآرامی خاورمیانه توجه و اکسیژن رسانهای را از اوکراین منحرف میکند. و اگر جنگ آمریکا–اسرائیل علیه ایران به باتلاق تبدیل شود، مسکو قطعاً امیدوار است از آشوب سود ببرد.
بیشتر بخوانید: پیمان استراتژیکی که کشک از آب درآمد | روایت تازه از خیانت روسیه به ایران و نقش یک جریان سیاسی در جا پای محکم مسکو در تهران
بریتانیا: تلاش برای بیرون ماندن از ماجرا
نیکلاس هاپتون، پژوهشگر ارشد غیرمقیم «ابتکار امنیت خاورمیانه اسکوکرافت» و سفیر پیشین بریتانیا در ایران درباره موضع بریتانیا در قبال جنگ توضیح داده و می گوید: در لندن، دیدگاه غالب این است که اقدام نظامی آمریکا و اسرائیل در روز شنبه «کار درستی نبود»، بهویژه در حالی که مذاکرات داشت به سمت توافق پیش میرفت. مقایسههایی با تهاجم فاجعهبار جورج دبلیو بوش به عراق و پیامدهای ماندگار آن برای منطقه و منافع آمریکا و نزدیکترین متحدش—بریتانیا—انجام میشود.
در بریتانیا، اعتبار سیاست خارجی دولتهای ترامپ و نتانیاهو در خاورمیانه بالا نیست. کنار گذاشتن زودهنگام دیپلماسی به نفع گزینه نظامی، بسیاری را غافلگیر نکرده و احتمالاً این برداشت را تقویت کرده که هر دو رهبر بیشتر برای دلایل سیاسی داخلی و منافع محدود خود عمل میکنند. از نگاه بریتانیاییها، اقدام نظامی دستکم به نظر نمیرسد نتیجه تحلیل کافی و دقیق از «منافع ملی آمریکا» و همچنین منافع گستردهتر متحدان آمریکا بوده باشد.
نهاد سیاسی، رسانهها و افکار عمومی بریتانیا بهشدت نسبت به جمهوری اسلامی ایران منتقد و همدلانه نیستند. پس از سرکوب معترضان در ژانویه، خشم گستردهای وجود داشت. با این حال، احتمالاً آنچه در روزهای آینده بر گفتوگوی عمومی غالب میشود، نبود اهداف روشن و قابل تحقق برای آمریکا، نبود مبنای حقوقی در حقوق بینالملل، یا نبود شواهد جدید برای توجیه شتاب به سوی جنگ و بیثباتسازی فوری منطقه است. این محورها بر هر تلاش برای توجیه اقدام بهعنوان پاسخ به رویدادهای ژانویه و ماهیت مستبد و خشن رژیم اسلامی سایه میاندازد.
برخی مفسران—از جمله برخی نمایندگان سابق محافظهکار و نایجل فاراژ رهبر حزب Reform—استدلال کردهاند بریتانیا باید حمایت از نزدیکترین متحدش، آمریکا، را بر بحث درباره قانونی بودن اقدام نظامی یا چگونگی رسیدن به این نقطه ترجیح دهد. تا اینجا، این استدلال به نظر نمیرسد بازتاب گستردهای یافته باشد.
نخستوزیر کییر استارمر و دولت حزب کارگر، با توجه به تأکیدشان بر تقدم حقوق بینالملل، بین دو سنگ آسیاب قرار گرفتهاند. نبود شفافیت از سوی آنها درباره اینکه بریتانیا دقیقاً چه باید بکند، حس عمومی را تقویت کرده که این «جنگِ بریتانیا» نیست و کشور بهتر است بیرون بماند. البته رخدادهای میدانی (مثلاً اگر ایران به داراییهای نظامی بریتانیا که در دفاع از متحدان منطقهای به کار گرفته شدهاند حمله کند) ممکن است خیلی سریع این موضع را تغییر دهد. اینکه استارمر و دولتش در روزهای آینده چگونه همسو شوند، احتمالاً برای سیاست داخلی بریتانیا بسیار مهم خواهد بود.
اتحادیه اروپا: گیر افتاده میان دفاع از نظم مبتنی بر قواعد و همسویی با واشینگتن
رودریک کِفِرپوتس، پژوهشگر ارشد غیرمقیم «مرکز اروپا» در شورای آتلانتیک می گوید:اروپا در موقعیتی ساختاریِ ناراحتکننده قرار گرفته است؛ بخشی بهخاطر رخدادها و بخشی بهخاطر انتخابهای گذشته خودش. سالها سیاست اتحادیه اروپا در قبال ایران حول برنامه هستهای تهران میچرخید و بر دیپلماسی همراه با فشار تدریجی تکیه داشت. اولویت، مهار از طریق مذاکره و کاهش تنش بود. این رویکرد مدتهاست فرسوده شده و هنوز یک راهبرد جدیدِ منسجم شکل نگرفته است.
بحران کنونی هم خلأ راهبردی را آشکار میکند و هم شکافهای داخلی اتحادیه را. در سراسر بلوک، منطقهای رقیب فعالاند.
برخی رهبران اولویت را به حقوق بینالملل میدهند و حملات آمریکا–اسرائیل را «جنگِ انتخابی» محکوم میکنند. اشاره نکردن به حقوق بینالملل میتواند اعتبار اروپا را بهعنوان مدافع نظم مبتنی بر قواعد—بهویژه در جنوب جهانی، جایی که اتهام استاندارد دوگانه جدی است—تضعیف کند.
منطق دوم بر انسجام فراآتلانتیکی تکیه دارد. رودررو شدن علنی با واشینگتن در لحظهای از بیثباتی ژئوپلیتیکی میتواند ریسکزا باشد. اروپا تازه توانست از ماجرای تلاش ترامپ برای «تصاحب گرینلند» عبور کند؛ بنابراین برای برخی، خویشتنداری در موضوع ایران «عاقلانه» به نظر میرسد.
منطق سوم خودِ ایران است. بسیاری در خفا امیدوارند حملات ایران را تضعیف کند، ریسک اشاعه هستهای را کاهش دهد و جنگ نیابتی را مهار کند. در عین حال، نگرانی وجود دارد که تشدید یا سرریز بحران، وضعیت بدتری تولید کند.
اروپا سخت تلاش میکند این سه نگرانی را با هم آشتی دهد، اما رسیدن به زمین مشترک دشوار است. برخی، مانند صدراعظم آلمان فریدریش مرتس، تلاش کردهاند شکاف را با انتقال بحث به «روز بعد» پر کنند و خواهان هماهنگی با واشینگتن و شرکای اروپایی درباره آینده پس از جنگ شدهاند. این چارچوب آیندهنگر ممکن است تنشهای دروناروپایی را موقتاً بپوشاند، اما خطر آن را دارد که از پرسش حلنشده اصولیِ قلبِ این مناقشه عبور کند.
بیشتر بخوانید: اگر پاسپورت دارید و مبتلا به ایدز و سل نیستید…به ارتش روسیه خوش آمدید | مسکو در ایران بهدنبال گوشت جلوی توپ است؟
اوکراین در وضعیت«شادنفرویده» است
ولودیمیر هاوریلوف، پژوهشگر ارشد غیرمقیم «مرکز اوراسیا» در شورای آتلانتیک و معاون پیشین وزیر دفاع اوکراین موضع کشورش در قبال جنگ ایران را تشریح کرده است. او می گوید: پهپادهای شاهدِ ایران بیش از چهار سال است که اوکراینیها را تهدید کردهاند؛ خانههای ما را زدهاند و غیرنظامیان را دور از خط مقدم کشتهاند. پس در اوکراین در وضعیت «شادنفرویده» (وضعیت شادی از بدبیاری دیگری) است. نمایشِ قدرت آمریکا علیه یکی از متحدان کلیدی روسیه، ممکن است فشار روانیای هم بر ولادیمیر پوتین وارد کرده باشد؛ کسی که بار دیگر به او یادآوری شد توان نظامی آمریکا چقدر میتواند ویرانگر باشد و شاید اکنون سناریوهایی را در ذهن مرور کند که اگر رژیم خودش هدف حمله مستقیم قرار گیرد چه میشود. پاسخ ایران—حملات پهپادی و موشکی در سراسر خاورمیانه—هم ممکن است فرصتی ایجاد کند تا فناوری ضدپهپاد اوکراین نمایش داده شود؛ فناوریای که شاید از برخی پدافندهای فعلی در منطقه هم مؤثرتر باشد.
اما حملات به ایران برای اوکراین ریسکهایی هم دارد. مبلغان روسی احتمالاً بهراحتی حملات به ایران را تحریف میکنند تا برای «عملیات ویژه» مسکو علیه اوکراین توجیه بتراشند. حملات تلافیجویانه ایران همچنین تقاضا برای رهگیرهای پدافند هوایی را بالا میبرد—رهگیرهایی که همین حالا هم کمیاباند و اوکراین برای دفاع خودش شدیداً به آنها نیاز دارد. در نهایت، هر افزایش در قیمت جهانی نفت یعنی درآمد بیشتر برای کرملین تا جنگ علیه اوکراین را ادامه دهد.



اما ما می توانستیم در سیاست خارجی یک سیاست خارجی مستقل ملی عملگرا در خدمت منافع ملی کشورمان داشته باشیم ..اما عملا با قرار گرفتن در بازی غرب ستیزی و شرق ستیزی تبدیل به کارت بازی شرق و غرب برای منافع شان شدیم...
هنوز هم برای بازگشت به آرمانهای اصیل انقلاب دیر نیست، باید به اصلاح سیاست داخلی ( مبارزه با فساد و گسترش عدالت و ایجاد اقتصاد تولیدی و اشتغال) و اصلاح سیاست خارجی ( سیاست نه شرقی و نه غربی، ارتباط با همه کشورها بر پایه حفظ منافع ملی ) بپردازیم..
از تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران ، روسیه و اکراین و البته کارخانه های اسلحه سازی از نفع برندگان هستند... اروپا هم همچون کفتار پیر استعماری دنبال آن است که با سیاست مزورانه خود از نعش ایران عزیز بهره ای برای خود ببرد... ..
زیان کننده ایران عزیزمان است که به دلیل نابخردی و بی تدبیری در سیاست داخلی و سیاست خارجی به تهدید اشغال خارجی و تحقیر ملی و تجزیه رسیده است...
خاک توی سر روسفیل ها و چینوفیل (چسوفیل ) های داخلی.
رسایی، ثابتی، کوچک اف ، آقاتهرانی، غضنفری و ... توی کدام سوراخ موشی هستین؟؟.